close
چت روم
این خاطره هارو که میبینید از زبون یه نفر شنیدم گفتم بذارم اینجا ...


یک فنجان لبخند

http://yecffun.rozblog.com/
تبلیغاتمجله الکترونیکی عصر
آرشیو
تبلیغات
تبلیغ در فان تبلیغ در فان
این خاطره هارو که میبینید از زبون یه نفر شنیدم گفتم بذارم اینجا ...

این خاطره هارو که میبینید از زبون یه نفر شنیدم گفتم بذارم اینجا ...

 

 

دوم دبیرستان میخواستیم مدرسه روبپیچونیم بریم چیتگرهمه صبح آماده هرچی

وایسادیم یکی ازدوستام نیومدزنگ زدیم میگیم چرانیومدی میگه استخاره کردم

بداومدینی انقدخندیدیم که دیگه دل دردگرفته بودیم تااون موقع

ندیده بودم کسی واسه پیچوندن استخاره کنه.. خخخخخ

 

++++++++++

 

شماها یاد تون نمیاد، یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم میشد،

روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور میکشیدن در حد رو مبلی پذیرایی...!!!

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد تو کلاس وقتی درس تموم میشد تا زنگ بخوره یکی رو از کلاس میفرستادیم

بیرون بعد جای یه چیزی رو عوض میکردیم بعد طرف که میومد تو کلاس هر چی به اون چیزی

که جاشو تغییر داده بودیم نزدیک تر میشد محکمتر رو میز میزدیم.

 

++++++++++

 

زمانى که ما مدرسه مى رفتیم، یک نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى '،

در نوع خودش عذابى بود براى کسى که پاى تخته مى رفت یه حسى داشت

تو مایه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم

 

++++++++++

 


یاد اون زمان ها بخیر...
که بخاطر موشک بارون یه مدت مدرسه ها تعطیل میشد مجبور بودیم از تلوزیون درس بخونیم
هرکی که یادشه لایک کنه

 

++++++++++

 


شما یادتون نمیاد...
عروسی پدر و مادرتون رو میگم!!!

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد یه مسترابایی بود بصورت ذوزنقه
خودش اینجا بود سوراخش نزدیک هسته کره زمین
لامصب خیلی ازشون میترسیدم :|

 

++++++++++

 

ﺷﻤﺎ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﻪ
ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺪﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﮐﺎﻏﺬ ﻣﯽ
ﻧﻮﯾﺸﺘﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ ﺑﻬﺶ، ﭼﻮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻮﺷﯿﺸﻮ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻩ ﮐﻠﯽ
ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ
ﺍﻣﺎ ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﻻﻥ ﺩﯾﮕﻪ“ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ”
ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺣﺖ ﮔﻮﺷﯿﺸﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻭ
ﺷﻤﺎﺭﺗﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ
اصن یه وضی!!!!

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد یه زمانی یه شیرایى بود که وقتی درشو باز میکردى اول با

انگشت خامه روشو میخوردى... تازه بعد این که شیرو خوردى باید هلک هلک

راه میوفتادى برى شیشه شو پس بدى آخه مغازه دار پول گرو نگه داشته بود..!!!!

 

++++++++++

 

شامپو = بیا بغلم گامبو
گلابی = رئیس مسترابی
دوچرخه = سیبیل بابات می چرخه
مسخره = اسم بابات اصغره
کی؟ = کرم خاکی
به تو چه = تربچه
خونت کجاست؟ = تو باغچه
چند تا بچه داری؟ = به تو چه؟
یاد و خاطره اش گرامی و روحش شاد

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد روزای اول که تلفن اومده بود خونمون تا زنگ میخورد ۱۶ نفر

رو تلفن بودن ولی بیچاره الان تلفنمون باید بسوزه تا یکی برش داره! اسن یه وزی

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد منم سنم قد نمیده یادم نمیاد ولی اونایی که یادشون میاد لایک کنن

 

++++++++++

 

کیا یادشونه،
چن نفر می شدیم نفری ی چوب دستی
بود ی لاستیک موتور، با هم مسابقه میدادیم
یادش بخیر.

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود
ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس
ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس!

 

++++++++++

 

دهه شصتیا یادتونه بچه که بودیم لواشک غیر بهداشتی میخریدیم میپیچیدیم

دور انگشت سبابمون، بعد هی انگشتمونو تا ته میکردیم تو حلقمون؟!!
چه حالی میداد خدایی...
"یادش بخیر"

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد...
یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم، مامانمون میپرسید :چند میشی؟؟؟
با صدای بلند داد می زدیم ۲۰!
یادش گرامی باد!
۱ دقیقه سکوت لطفا!!

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد...
سرمونو میگرفتیم جلوی پنکه میگفتیم :آآآآآآآآ

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد، قدیما وقتی تک خوان گروه سرود

مدرسه میشدیم اینگار حکم رئیس جمهوری داده بودن بهمون...

 

++++++++++

 

ﺷﻤﺎ ﯾﺎدﺗﻮن ﻧﻤﯿﺎد، زﻧﮓ آﺧﺮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﯿﻒ و ﮐﻮﻟﻪ رو ﻣﯿﻨﺪاﺧﺘﯿﻢ رو

دوﺷﻤﻮن و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮدﯾﻢ زﻧﮓ ﺑﺨﻮرﻩ ﺗﺎ اوﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮی ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ از ﮐﻼس ﻣﯿﺪوﻩ. ﺑﯿﺮون

 

 

++++++++++

 

شما یادتون نمیاد
کیا یادشونه بادکنکمون که میترکید یه تیکه برمیداشتیم میذاشتیم

رو استکان باهاش آهنگ میزدیم خیر سرمون...
بعله ما همچین تفریحات سالمی داشتیم


ارسال نظر در " این خاطره هارو که میبینید از زبون یه نفر شنیدم گفتم بذارم اینجا ... "

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی